X
تبلیغات
نماشا
رایتل
تبلیغات
بیوگرافی هومن برقنورد


بیوگرافی هومن برقنورد


هومن برقنورد از جمله افرادی است که رؤیای بازیگریاش خیلی زود به حقیقت تبدیل شد. برقنورد در ابتدای سالهای جوانیاش با تئاتر و بازیگری آشنا شد و خیلی زود به جمع بازیگران تئاتر پیوست. او با تلاش مداومش حدود بیست سال صحنههای تئاتر کشور را در نوردید تا آنکه با مجموعه «بیداری» به کارگردانی بهرام عظیمپور راهی تلویزیون شد. گفتوگوی ما با هومن برقنورد به بهانه بازی متفاوتش در مجموعه «ساختمان پزشکان» است؛ گرچه برقنورد معتقد است بازی متفاوتی ارائه نکرده و همچنان به راه همیشگی خودش ادامه داده است.

هومن برقنورد یکی از خوششانسترین بازیگرانی است که بازیگری را خیلی زود تجربه کرد و حدود بیست سال فقط در صحنههای تئاتر خوش درخشید.


این مسیر از رؤیا تا واقعیت چطور بود؟


در اینباره با شما موافقم. من در عرصه بازیگری خیلی خوششانس بودم و به خاطر این مسئله خودم هم خوشحال هستم. در دوران کودکی و نوجوانی به همراه خانواده، همیشه به تئاتر میرفتیم. به هر حال خانوادهام به تئاتر علاقهمند بودند و من هم همیشه همراه آنها به تماشای تئاتر میرفتم و جزو تماشاچیان تئاتر به حساب میآمدم. تا اینکه هجده ساله بودم که به همراه خانواده برای تماشای تئاتر «مریم و مرداویج» رفتیم و این تئاتر روحیه مرا تغییر داد. انگار تلنگری به من خورد و حس کردم چه اندازه بازیگری را دوست دارم و بازیهای خوب آن روزهای این تئاتر روی من تأثیر مثبت گذاشت.

خلاصه آنکه «مریم و مردآویج» مرا بازیگر کرد و من وارد عرصه تئاتر شدم و به جرأت میتوانم ادعا کنم که این تئاتر، زندگی مرا تغییر داد و روحیه بازیگری را در من زنده کرد.

چه کسی شمّ بازیگری شما را کشف کرد؟

اولین کار تئاتریام را در سال 1367 انجام دادم و آقای جعفری مرا به این عرصه وارد کرد و بعد از مجید جعفری، بزرگان دیگری هم روی کار من تأثیرگذار بودند. منوچهر نوذری، آقای میری، علی تقوایی، سعدی افشار و اصغر سمسارزاده که با آنها کار کردهام و از آنها یاد گرفتهام.

هومن برقنورد بازیگر طنز است؟

اول من یک بازیگرم؛ گرچه در کارهای طنز بسیاری هم بازی کردهام؛ مثل مجموعههای «اشکها و لبخندها» حسن فتحی، «مسافرخانه سعادت»، «توی گوش سالمم زمزمه کن»، «باغ شیشهای» و... که همگی طنز بودند و البته «ساختمان پزشکان» که فکر میکنم در حدود 45 قسمت از این مجموعه تلویزیونی در نقشی طنز بازی کردهام. اما در نهایت من یک بازیگر هستم و نقشهای جدی بسیاری هم داشتهام که همه آن نقشها را هم دوست دارم.

هومن برقنورد اهل شوخی و طنزپردازی در زندگی عادی هست؟

بله، تا آنجا که دیگران فکر نکنند من دیوانه هستم، مزاح میکنم اما به هر حال اعتقاد دارم که هر چیزی باید جای خودش باشد. به اقتضای فضا و آدمهایی که اطرافم هستند، شوخی میکنم.

از کدام بازیگر طنز تأثیر گرفتهاید و به طور کلی اهل فیلم دیدن هستید؟

نه، من اصلاً اهل فیلم دیدن نیستم، شاید اولین و آخرین بازیگری باشم که چندان انگیزه فیلم دیدن ندارد. من خیلی وقتها کتاب میخوانم که البته یک سالی است که وقت نکردهام کتاب بخوانم.

مگر میشود یک بازیگر نه کتاب بخواند و نه فیلم ببیند.

بله، میشود. من فقط بازی میکنم و همه تجربیاتم را از بازیهای خودم به دست میآورم و نکته مهم دیگر، آن است که تماشاگران هم روی تجربیاتی که من به دست میآورم، تأثیر میگذارند.

همین بده ـ بستان بین شما و مخاطبتان میتواند کافی و راضیکننده باشد؟

من تاکنون نتیجه گرفتهام، اما اگر وقت کنم حتماًً فیلم هم میبینم. کدام مردی از فیلم دیدن بدش آمده که من دومیاش باشم.

بر چه اساسی یک پیشنهاد را قبول میکنید؟

من به آدمها نگاه میکنم. آنها برای من مهم هستند و اگر بدانم کسی انسانیت به خرج میدهد، من تا آخرین نفس، انرژیام را صرف میکنم. در وهله بعدی نیز به متن و نقش نگاه میکنم.

در مورد مجموعه «ساختمان پزشکان» چطور؟

آقای مهیندوست، دوست عزیز من است که برای «ساختمان پزشکان» از من دعوت کرد. من در آن زمان بیست روز در لاهیجان کار داشتم، بعد پیمان قاسمخانی به من زنگ زد و گفت اشکال ندارد، بعد از اینکه کارت تمام شد بیا و من بعد از بیست روز رفتم. گرچه پیمان قاسمخانی نقش را برای من توضیح داد، اما اگر هر نقش دیگری هم بود قبول میکردم. چون به پیمان قاسمخانی اعتماد دارم.

اولین صحنه مجموعه را چگونه گذراندید؟

اولین صحنه، سختترین صحنه است. من و بهنام تشکر با هم در آن صحنه بودیم و آن، اولین صحنه مجموعه بود، که البته راضیکننده بود چون هر دو تئاتری هستیم و بازیگر تئاتر بودن خیلی تأثیرگذار است. به هر حال بازیگر تئاتر در طول سالها به بینشی میرسد که بازیگران دیگر ندارند.

آیا بازیگران تئاتر امروز، مثل بازیگران تئاتر در گذشته هستند؟

نه، دیگر ارج و قرب بازیگران تئاتر از بین رفته است.

چرا؟

چون مسئولان دیگر اهمیت نمیدهند. آنهایی که فقط در تئاتر میمانند انگشتشمارند. اگر فقط در تئاتر بمانیم از کجا ارتزاق کنیم و اگر به تلویزیون و سینما برویم به لحاظ حرفهای کممنزلتتر میشویم. اما کار میکنیم، هم در تئاتر و هم در تلویزیون، یکبامودوهوا شدهایم. به هر حال من هم بازیگرم و مانند دیگران باید اجارهخانه بدهم و خرج ایاب و ذهاب دارم. سوپرمارکت سر کوچهمان از من پول میخواهد نه چیز دیگری. بازی در تلویزیون هم جایگاه خودش را دارد و حداقل میدانی که خیلی زود میتوانی کسب درآمد کنی.

پس شما از جمله بازیگرانی هستید که در کنار حرفه، پول هم برایتان مهم است؟

صددرصد، در غیر اینصورت نمیتوانم سرپا بایستم و زندگی کنم. متأسفانه آن روزهایی که هنر از مشاغل جدا بود، گذشته است. در حال حاضر، هنرمند از هنرش به عنوان شغل استفاده میکند. دغدغه مسائل اقتصادی نمیگذارد که هنرمند خیلی حرفهای به هنرش بنگرد و یا برای ارتقای هنرش دست به مطالعه و تحصیل علم بزند. هنر در همان حد به لحاظ تئوریک باقی میماند و تنها تجربه به داد هنرمند میرسد.

«ساختمان پزشکان»، هومن برقنورد را به چه فضایی وارد کرد؟ در واقع «ساختمان پزشکان» را چگونه ارزیابی میکنید؟

«ساختمان پزشکان» مجموعهای طنز و اجتماعی است. در بسیاری از مواقع ارتباط بین من و دیگر همبازیهایم، باورنکردنی میشد. آنقدر خوب لحظات بازی همدیگر را دریافت میکردیم که انگار در زندگی واقعی هستیم. بهویژه در صحنههایی که من با بهنام تشکر و خانم رهنما بازی میکردم. فکر کنم این هم به همان دلیل تئاتری بودن هر سه ماست. در تمرینها با هم همراه بودیم و خستگیناپذیر؛ سطح سلیقه خودمان هم در ارائه کارمان دخیل بود و تأثیرگذار.

من فقط متأسفم از اینکه خیلی زود مجموعه به پایان رسید و در 55 قسمت تمام شد. ما خود را برای 150 قسمت آماده کرده بودیم. این مجموعه حتی نود قسمتی هم نشد.




برچسب ها: بیوگرافی، ، هومن برقنورد، ، بیوگرافی هومن برقنورد،

ارسال توسط Ramin | تاریخ : دوشنبه 1 آبان‌ماه سال 1391 | نظرات (0)
عناوین آخرین مطالب ارسالی
آمار و امکانات